خرید بک لینک
گرگ روزگار بودم.... شغال ها هم جرات رویا رویی با من را نداشتند..... حال که توبه کرده ام ... اهو ها هم برایم خط و نشان میکشند.... ... درست است که ما رفته ایم و توبــــه کرده ایم اما به اهو ها بگویید در قلمروی ما با احترام عبور کنند مگر نمیدانند که توبه گرگ مرگ است نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

گرگ باش!! گرگ باش و بر شب پادشاهی کن! مثل گرگ تعصب داشته باش! مثل گرگ رودر رو باش ! همه میدانندگرگ برای کسی رام نمیشود/خود را برای کسی عوض نمیکند وبازی با گرگ حکمش "مرگ" است همانند گرگ نسبت به سگان ولگرد بی تفاوت باش و همانند گرگ: بی اعتماد.. بی اعتنا.. و مغرور... برچسبها: گرگ تنها, اعتمادم

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

دوره ی گرگ هاست . . . این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ برچسبها: گرگ تنها, اعتمادممنوع, زوزه ی گرگنوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:51 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

هرگز . . . هرگز تمامت را برای کسی رو نکن بگذار کمی دست نیافتنی باشی آدم ها تمامت که کنند رهـــــایت می کنند برچسبها: گرگ تنها, اعتمادممنوع, زوزه ی گرگ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:56 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

گرگ . . سلطان جنگل نیستم اما از من خواهی ترسید من همان صدای مخوفی هستم که شب هنگام هاله مرگ بر تمام جنگل میچکانم تو میترسی اما من آواز تنهایی میخانم غریبه... برچسبها: گرگ تنها, اعتمادممنوع, زوزه ی گرگ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:12 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

آدم های گرگ نما

زگرگ های درنده نمی هراسم که به جسمم حمله کنند ،

تمام ترسم از آدمهای گرگ نمایی ست که روحم را پاره پاره کردن

نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:15 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

گرگ باش گرگ باش بانو . . . طعمه که باشی می درند شخصیتت را با نگاه هیزشان و میگویند: خودش اینگونه نخ داد... برچسبها: گرگ باش بانو, مغرور, نگاه گرگ نماها نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:20 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23


گرگ با همنوعانش شکار میکند !

خو میگیرد ، زندگی میکند !

ولی چنان به آنان بی اعتماد است

که شب هنگام خواب

با یک چشم باز میخوابد !!!

شاید گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است.....!!!

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 5:23

زوزه ی گرگاز تنهائیست ولی گرگ ها دسته جمعی زوزه می کشند دردنیای گرگ ها اعتماد مساوی ست با مرگ با همه باش اما ... تنها برچسبها: گرگ تنها, اعتمادممنوع, زوزه ی گرگنوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:47 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 14:37


گرگها این روزها دیگر شکار نمیروند،
بلکه دل به نی چوپان سپرده اند و گریه میکنند
با گرگها گشتیم، با ببرها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم
و شب باکفتارها دربیابان خوابیدیم؛
ولی افسوس که عاقبت، خود، شکار خرگوشها شدیم !

نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:57 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 14:37

.
همیشه در گرگم به هوا
از گرگشدن فرار میکردیم
و اکنون
ناخواسته در تمامی بازیها
گرگیم
بیآنکه از خودمان بترسیم

نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:59 توسط دختر خنجر خورده ی رفاقت|

برچسب: نویسنده: آریا نوری تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 14:37

صفحه بندی